السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

280

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

مقدمهء سوم : ما از وجودهاى خارجى مفاهيم ما هوى جوهرى و عرضى انتزاع مىكنيم . اين مفاهيم ما هوى كه مفاهيمى مستقل و اسمى هستند ، همه از ما سوى اللّه گرفته مىشوند ، چراكه آن ذات نامحدود است ، و ماهيتى از او انتزاع نمىشود . پس تمام مفاهيم ما هوى مربوط به وجودهاى معلولى هستند . نتيجهء روشن مقدمات سه‌گانهء فوق آن است كه مىتوان وجود رابط را به‌طور مستقل لحاظ و از آن مفهومى اسمى و « فى نفسه » انتزاع كرد ، بلكه در واقع تمام مفاهيم ما هوى موجود در ذهن ما ، محصول لحاظ استقلالى وجودهاى رابط خارجى است . استقلال و عدم استقلال مفهوم تابع وجودش است از مطالب بيان شده به دست مىآيد كه استقلال و عدم استقلال مفهوم ، تابع نحوهء وجودى است كه مفهوم از آن انتزاع مىشود ، و مفهوم فى نفسه و با قطع نظر از نحوهء وجودى كه مفهوم از آن انتزاع مىشود ، نه مستقل است و نه رابط . حضرت علامه در نهاية الحكمة در ادامهء اين مطلب ، كلامى دارند كه حاصلش چنين است : حدود جواهر و اعراض را اگر فى أنفسها و با قطع نظر از وجودشان در نظر بگيريم نه مستقلند و نه رابط و از اين جهت ، مبهم مىباشند . و اگر آنها را با توجه به وجود خارجيشان در نظر بگيريم ، دو حالت دارند : حالت اول اين‌كه وجود آنها را در رابطه با خودشان ملاحظه كنيم و نه در رابطه با علتشان . در اين صورت ، يكى انسان و ديگرى گوسفند و سومى سياهى و چهارمى سفيدى خواهد بود ، يعنى ماهيات گوناگون جوهرى و عرضى ، كه هريك مفاهيم مستقلى هستند به تبع لحاظ استقلالى وجود خارجى ، از آنها به دست مىآيد . حالت دوم اين‌كه وجود آنها را با علتشان بسنجيم و در ارتباط با علت لحاظشان كنيم كه در اين صورت ، روابطى وجودى مىباشند كه مفهوم مستقلى از آنها به دست نمىآيد و لذا ماهيتى نيز نخواهند داشت . « 1 »

--> ( 1 ) . متن كلام علامه در نهاية الحكمه ( ص 30 و 31 ) چنين است : « فحدود الجواهر و الاعراض ماهيات جوهرية و -